أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
185
قانون ( فارسى )
گفتار اول چگونگى كبد بطور عموم فصل اول تشريح كبد كبد اندامى است كه مىتوان آن را كارخانهء خونسازى و پالايشگاه خون و توزيعكنندهء مشتقات و متعلقات حاصله از خون ناميد . ماساريقا ( رودهبند ) گوهر غذائى را به نوعى از خون تبديل مىنمايد و آن را از راه وريد باب تحويل كبد مىدهد . كبد بعد از تحويل گرفتن آن مىخواهد از آن تغذيه كند و نيرو گيرد ، آن را همرنگ خود مىسازد . كبد گوشت است و رنگش سرخ است و اگر دقت كنى به خونى لخته شده مىماند ، كه خون نيز در آنجا سرخرنگ و همرنگ كبد مىشود . در كبد ليف عصب وجود ندارد . از رگها هرآنچه كه در كبد آمدوشد دارند عبارتند از رگهاى مادر كه آنها نيز به نوبهء خود پرزهاى ليفمانندهاى را از خود جدا ساخته و در كبد پراكنده كردهاند . كه تو اين را در باب تشريح و بهويژه در بحث از تشريح رگهاى ساكن و ناجهنده به خوبى ياد گرفتهاى ! كبد به واسطهء شعبه رگهاى باب - كه آنها را ماساريقا نامند و اصل آنها از قسمت گودشدهء ( مقعر ) كبد روئيده است - مادهء غذائى را از معده و رودهها مىمكد ، و گوهر غذائى مكيده را در خود مىپزد و به پختگى كامل مىرساند ؛ پخته شده را مىپالايد كه به چهار قسمت مىشود : 1 - خون صاف و بىآلايش . 2 - آب حاصل از پالايش خون . 3 - كف خون كه به رنگ زرد ( صفرائى ) است . 4 - دردى و تهنشين كه همان مادهء سودائى است . بر كبد است كه بعد از پخته گردانيدن و پالائيدن ، مشتقات خون حاصله از پالايشگاه را توزيع و تقسيم كند . كبد براى انجام اين توزيع و تقسيم ، لولههاى آمادهء كار در اختيار دارد . 1 - قسمت صاف و بىآلايش خون را از راه رگ توخالى - كه از قسمت كوژى كبد سربرآورده